و اما آيين عزيزم عاشق حموم و آب بازي هستش
![]()
لحظه ها ، دقیقه ها، روزها و هفته ها مثل بر هم زدن چشمی گذشتند
وپسر نازنین من ، آيين شیرینم و میعادگاه عشقم
ده ماهه شد
عزیز دلم.... توی این نه ماهی که گذشت
با تمام گریه ها و بیقراری هات بیقرارشدم و اشک ریختم
و با تمام لبخندهات، از ته دل و با تمام وجود شاد شدم و خندیدم
و به خاطر آرامش همه خوابهای کودکانه تو، بیداری ها کشیدم
وقتی دستانت را باز می کنی و آغوش مرا طلب می کنی
بیش از پیش نیاز خودم را به تو احساس می کنم
و برای در آغوش کشیدنت بالی برای پرواز از خدا طلب می کنم
وقتی با آن پاهای کوچک و لرزانت تلاش می کنی تا ایستادن را تجربه کنی
امید به زندگی را بیش از پیش در من زنده می کنی
عشق به تو چیزی نیست که در کلمات بگنجد، یا قابل تصویر کشیدن باشد
ولی با هر نگاهی که به تو می کنم فقط و فقط هزاران بار می گویم.
![]()
![]()
آيين گلم ،از اولشـم عــاشق حـمـوم بــود و نـه گـریه می کردی و نه جیغ و داد
آروم نگاه میکنی و لذت می بری و مشغول آب بازي هستي .
تعجبه چون بیشتر بچه ها تو حموم گریه می کنند
گل من تو حموم میخنده و کیف می کنه
بعد حموم کلی اشک میریزه که چرا حموم تموم شد...........
فقط هنوز نمی دونم که آب رو دوست داری یا گرمای آب رو....
امیدوارم آب تنی تو دریا رو هم دوست داشته باشی


و اما آيين عزيزم عاشق حموم و آب بازي هستش 

