تنها بهانه زندگيم       آيينتنها بهانه زندگيم آيين، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 6 روز سن داره

آيين نفس مامان و بابا

آيين در روز جهاني كودك در شهربازي

روز سه شنبه 92/7/16 كه روز جهاني كودك بود آيين جونو براي اولين بار برديم شهر بازي ، اولش خيلي توي ژست و قيافه بودي و هيچ عكس العملي از خودت نشون ندادي بعد كم كم يخت باز شد و 2ساعتي اونجا بازي كرد ، ناي ناي كرد همه را دور خودت جمع كردي ...........         ...
29 مهر 1392

اولين نقاشي

  سلام آيين جون خوبی عزیزم، چند وقتي هست كه بشدت علاقمند شدي به مداد و كاغذ البته اينم بگم از نمايشگاه اداره 3تاكتاب از جنس فوم برات گرفتم كه خيلي دوسشون داري كلا اينم بگم كه عاشق كتاب ، دفتر ، مداد هستي از وقتي هم كه اين كتابارابرات خريدم ميري مياي با اشاره و جيغ و ويغ ميفهموني كه برات كتاب بخونيم و مياي روي پاي هر كي كه ميخواد برات كتاب بخونه ميشيني و كلي ذوق ميكني ..خيلي کتابهاتو دوست داري و خودت ميري سراغ کتابهات و از ما ميخواي که برات شعر و قصه هاي تکراري رو بخونيم و هر دفعه با دقت تمام گوش ميکني وخيلي ذوق زده ميشي.. اينم كه اولين نقاشي جنابعالي هستش .............         &nb...
29 مهر 1392

بامزه گی‌های پسرم

   سلام پسر گلم ، امیدوارم هر وقت که این وبلاگ رو می‌خونی زندگی بر وفق مرادت باشه و سالم وسلامت باشی، عزیزترینم تو حالا داری بزرگ می‌شی و حسابی شیطون شدی من همیشه فکر می‌کردم هر چی بزرگتر بشی آروم‌تر می‌شی و کمتر اذیتم می‌کنی ولی برعکس شده و با بزرگتر شدنت شیطون تر و صد البته بامزه‌تر میشی تازگیا حرکات جدید می‌کنی خم می شی و دروازه درست می‌کنی و یهو چند دقیقه همونجوری می‌مونی و وقتی ما نگات می‌کنیم میخندی و خوشت میاد و این کار رو ادامه می‌دی یه کار بامزه‌ترت اینه عاشق جورابي ميري سراغ پاي همه و جوراباشونو درمياري يا ميري سراغ كشوي لباساي بابايي و هم...
29 مهر 1392

کوچولوی من از بهشت خدا زمینی شد

                                              گاندی: تولد هر کودک بشارت امیدی است که شاید او نجات دهنده بشریت باشد . پنجشنبه 25 خرداد خدای مهربان یکی از فرشته های زیبایش را به ما هدیه کرد . کودکی که با آمدنش دنیایی از عشق و سرور بی پایان برایمان به ارمغان آورد. به فال نیک می گیریم. امید که چون نام نیکش" آیین" برقرار بماند ...        آمین      &nbs...
10 مهر 1392

روزاي اول آيين جون

                                           به او بگویید دوستش دارم . به او که بهانه ام برای زیستن است. به او که قشنگترین اتفاق قصه زندگیم است. خدایا بیشتر از هر زمانی محتاج توام .ای خالق من و فرزندم . بیشتر هوایم را داشته باش.                                                               &nb...
10 مهر 1392

پسرم عاشق حمومه

  تا 2.3ماهگي خاله نسرين و دوقلوها زحمت ميكشيدند ميومدند خونمون و تو رو حموم ميكردند چون خيلي كوچولو بودي و ماماني نميتونست حمومت كنه.                                                                                                   &nb...
10 مهر 1392