تنها بهانه زندگيم       آيينتنها بهانه زندگيم آيين، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 6 روز سن داره

آيين نفس مامان و بابا

تاتر رفتن آييني

  اين دومين تاتر كودك كه تو رو برديم چون خيلي از نزديك بود با تعجب همه چي نگاه ميكني و خوشت اومد من فكركردم الانه كه سروصدا و گريه كني ولي تو مثل يك جنتلمن باشخصيت نشسته بودي و مشغول تماشا كردن بودي ... فقط وقتي آخر تاتر شد و همه بچه ها را صدا زدن تو براي خودت تك روي ميكردي و باهاشون عكس نمينداختي، باهاشون غريبگي ميكردي. ...
7 فروردين 1393

بدون شرح

  بدون شرح   زن عشق می کارد و کینه درو میکند , او می زاید و تو برایش نام انتخاب می کنی , او درد می کشد و تو نگران از آنکه دختر باشد , او بی خوابی می کشد و تو خواب حوریان بهشتی می بینی , او مادر می شود و همه جا می پرسند: نام پدر؟ ! “ دکتر شریعتی ” ...
7 فروردين 1393

آيين قشنگ توي خواب نازه البته

  " تو که ماه بلند آسمونی منم ستاره می شم دورتُ می گیرم اگه ستاره بشی دورمُ بگیری منم ابر می شم روتُ می گیرم اگه ابر بشی رومُ بگیری منم بارون می شم چیک چیک می بارم اگه بارون بشی چیک چیک بباری منم سبزه می شم سر در می آرم تو که سبزه می شی سر در میاری منم گل می شم و پهلوت می شم تو که گل می شی و پلهوم می شینی منم بلبل می شم چهچه می خونم . " ...
7 فروردين 1393

دوباره برگشتم با يه تاخير طولاني

  آيين جونم خيلي درگير هستيم توي آخراي سال 92 بهمن ماه داريم اسباب كشي ميكنيم خونه مادربزرگ بيشتر وسايلمونو فروختيم و راهي سفر هستيم توي فروردين ماه 93 نميدونم چي پيش مياد و نگرانم خدا ميدونه ، كارمو از دست ميدم ، البته خيلي چيزاي ديگه هم ممكنه از دست بدم و شايد يه چيزاي ديگه بدست بياريم هر چي صلاح و قسمت باشه، انشاا...كارخاله ثمينه هم درست بشه كه يه دل خوشي داشته باشيم. خلاصه براتون از آيينم بگم : ايين جونم خيلي عاشق مترو هستي هر موقع آرم مترو توي هر جا ميبينه جيغ وداد راه ميندازي كه مترو چندروز پيش كه كار جالبي كردي و توي روزنامه را داشتي ورق ميزدي يهو آرم مترو ديدي كلي ذوق كردي خلاصه تعصب زيادي رو مترو داري حالا ...
7 فروردين 1393

روزهاي خوب با تو بودن

                                                                             روزهای خوب با تو...   به یاد تک تک دقایق و ثانیه ها و لحظه ها... که عزیزترین لحظه هایم بودند، بی شک ناب ترینشان... لحظه های مادر بودن! که جز مادر باشی،نمی توا...
7 فروردين 1393

خرابكاريهاي آيين

  ماماني چون روزا ميره سركار و فعلا آيين جوني پيش بابائي هست و بابائي هم خيلي از آيين مشغول مراقبت هست خوب اين اتفاق ميفته ديگه چون مث دو چشمش مشغول مواظب از آيين هست آفرين پدر جان   متوجه شديد حالا بريد بقيه اش را ببينيد   خسته نباشي آيين جون كه تو عاشق آشپزخونه هستي ...
7 فروردين 1393