مادر که باشی
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
مادر که باشی دیگه مال خودت نیستی.. چون مادری. چون دیگه شدی همه کس يه کوچولو.. مادر که باشی اولش اضطرابه و دلهره.. هنوز گیجی .. نمیدونی چی شده.. یکی رو بدنیا آوردی و اون با تمام وجودش بهت احتیاج داره.. اولش کمی دور و برت هستن و این برات یه فرصته تا کمی خودتو پیدا کنی.. کم کم باید آماده بشی.. آماده برای مادر بودن و مادری کردن.. آماده برای فداکاری و گذشت از خودت.. هنوز نمیدونی مادر بودن خوبه یا بد.. به کوچولوت شیر میدی.. بغلش می گیری.. نوازشش می کنی.. ولی بازم دلهره باهاته.. سخته که یجا این همه مسئولیتو بتونی به دوش بگیری.. یواش یواش دور و یرت خلوت میشه.. ترسی میاد سراغت.. وقتی داری برای اولین بار پوشک کوچولوتو عوض می کنی میترسی.. وقتی با هم تنها هستین و اون گریه می کنه و هیچ طوری هم ساکت نمیشه میترسی.. یه وقتایی تو هم با اون هم صدا میشی و گریه می کنی.. کم کم خدا بهت قدرت میده.. تو مادر شدی.. پس قوی هم باید باشی.. اراده می کنی.. حالا دلهره میره کنار.. تو آروم میشی.. آرامش پیدا میکنی.. از اون آرامش هاییکه دوست داشتی زمان متوقف میشد و تو تا ابد تو اون حال میموندی.. این همه آرامش از کجا اومده.. مطمئنی که خدا اونو توی قلبت جا داده تا آروم شی و مایه آرامش کوچولوت باشی.. تا مادر باشی.. تا باور کنی که همه دنیای کسی شدی.. تا باور کنی که باید آغوشت مأمنش باشه و قلبت جایگاهش.. خدا مهر اون کوچولو رو اونقدر قشنگ توی دلت جا میده که تو به مادر بودنت افتخار می کنی.. از حالا به بعد شادیت با خنده اونه و غمت با گریه اش.. همه فکرت پیش اونه.. سردش نباشه.. گرمش نشه.. گرسنه نمونه.. مریض نشه.. کم کم همه زندگیت رنگ و بوی اونو به خودش می گیره.. از هر 10 تا عکس گوشیت 9تاش عکس اونه.. اولین خرید برای اونه.. غذای گرم برای اونه.. جای خوب برای اونه.. خودتو به خاطرش فراموش می کنی.. بزرگترین سختی هارو به خاطر یه کوچولو شادیش تحمل می کنی.. اذیتت که می کنه هیچ ناراحت نمی شی.. این همه گذشت برای خودتم عجیبه.. عجیبه که این همه دوستش داری.. عجیبه که دنیات رنگ و بو عوض کرده..خلاصه .مادر شدن سخت است . امیدوارم برایت مادر خوبی باشم .با هر نفست نفس می کشم وبا هر لبخندت لبریز می شوم از ترانه مادری.

ولی خوب که با خودت فکر می کنی می بینی همش برای اینه که مادر شدی.


مادر که باشی 