آش دندوني پسرم (11ماهگي)

جان شیرین مامان:
اولین مروارید گرانمایه ی زندگی رو توی صدف کوچولوی دهن خوشگلت پیدا کردم.
عزیزم بالاخره آش دندونیت روز پنجشنبه 92/2/11 درست كردم و مادرجون و خاله ها و خاله نسرين و سارا ونيكا اومدن، از آشت براي همسايه ها هم بردم مادرجون برات اين لباس خشگل اورد 2قلوها كتاباي مي مي ني را آوردن همسايه ها هم ماشين ،لباس اوردن .پسرم امیدوارم همه دندونات همینطوری بدون هیچ مشکلی پشت سر هم بیرون بیاد.
![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

باورش برام سخته که چقدر عوض شدم چقدر صبور شدم و چقدر توانمند شدم... اينکه بشه کسی رو بی چشم داشت دوست داشت .کسی که نه ازش خسته ميشی نه ازش چيزی ميخوای ... وجودش و عشقش برات کافيه... کسی که دنيارو فدای يه لحظه شاد بودنش ميکنی... کسی که با اومدنش ديگه نمی تونی برای خودت آرزويي بکنی چون همه چی رو برای اون ميخوای ... بهترينهای دنيارو براش آرزو ميکنی و سعادتش بهترين سهم تو از دنياست و و اين معنی مادر بودنه و اون کس جز پسرت نيست...و اون کس جز آيين من نيست...






و پس از پخت آش دندوني آيين جون را داشته باشيد ..................................

و اما روزاي سخت دندون درآوردن آيين كه همراه با درد و تب هست اين هم دون دون شدن آيين بعد از تب كه 4.5 روز ادامه داشت عزيزم..............

![]()


![]()
![]()
![]()
![]()



آش دندوني پسرم (11ماهگي) 