حالا من هم مادرم! به همین سادگی....
![]()
گپي با پسرم :
![]()
عزيز دلم ميدونی چرا برات اين وبلاگ رو مينويسم؟ يه روزی ميشه که من ديگه نيستم... البته از خدا ميخوام روزی نباشم که تو ديگه به من احتياج نداشته باشی...دلم ميخواد همه جورش خواسته ها و نيازاتو برطرف کنم وبعد با خيال آسوده برم... شايد يه روزی آرزو کنی که من پيشت باشم اون موقع دوست دارم بيای اينجا و اينارو بخونی... يادت بيفته که تو دارو ندار مامان بودی تو عشق مامان بودی ... دوستت دارم های مامانو بخونی و بدونی که باز دوستت دارم حتی اگه يه مرد 50 ساله هم باشی باز تو پسر يکی يدونه مامانی... منم هر روز برات مينوسم که دوستت دارم ...
يه يادگاری کوچولو برای روزايي که مرد بزرگی شدی ولی دلت عشق مامانتو ميخواد .... برای روزايي که دنبال کسی باشی که باهاش صاف و ساده درد دل کنی... مامانی من هميشه هستم و هميشه دوستت دارم ...
خدايا توام مواظب گل پسر من باش ... من اونو به تو ميسپارم... عشقم اگه نبودی زندگي من خزانی بيش نبود... دوستت دارم قندعسلم..
![]()

خدای مهربونم شکرت
**تــو بــخــنــدی هــمــه چـی حل می شه تــو بــخــنــدی هــمــه چـی خـوبـه بـخـند**


حالا من هم مادرم! به همین سادگی.... 