تمام ناتمام من با تو تمام ميشود... (6ماهگي عزيز مادر آيين باهوش)
![]()
عزیزم از روزی که اومدی آدم دیگه ای شدم دیگه برای خودم نیستم تو کنار منی تو همه زندگی منی پسرم چقدر دیگه باید منتظر بمونم تا بهم بگی دوستت دارم؟ توی این مدت فقط به تو فکر کردم همه روح و جسمم عشق و زندگیم تو بودی.
امیدوارم از اینکه به دنیا آوردمت راضی باشی امیدوارم همیشه به وجودت افتخار کنم و تو هم به من.
آرزو میکنم طعم عشق را بچشی وهر آنچه را که لیاقتش را داشته باشی به دست آوری.
آرزو میکنم روزهای شادیت بسیار بسیار بیشتر از روزهای غمگینت باشند.
آرزو میکنم آزاد زندگی کنی و بتوانی لابهلای درختان پرشکوفه بهاری پرواز پرندگان را نظاره گر باشی.
آرزو میکنم لبخند رضایت و خوشبختی و موفقیت هرگز از لبانت محو نشود.
آرزو میکنم همیشه و همهجا من و پدرت را در کنار یکدیگر شاد و پر از عشق ببینی.
تو همه بود و نبودمي.


![]()
آيين در 6 ماهگي تو تختش مشغول كشف پاهاشه :)


![]()





پسرم در حال كشف خودش
ولي چون شيشه ميز خطرناك بود مجبور شديم جمعش كنيم
كلاً از وقتي شروع كردي چهاردست و پارفتن و دست گرفتن به ميز و مبل خونه را يه شكل ديگه كرديم و هرروز از دست شيطونيات از خونه يه وسيله جابجا ميشه
دیگه تو خونمون هیچی سر جای خودش نیست روز به روز هم این شیطنت ها بیشتر و نگران کننده می شه و من و بابایی باید همیشه مراقب باشیم تا خراب کاری نکنی ...... ایشالا هیچوقت از پا نشینی پسر کوچولوم .......
**وروجك من**


شيرينكاري هاي پدرت با تو


بعد از كلي بازي و شيطوني و عكاسي پسرم به خواب خوشگلي فرو رفت. ![]()

سلام آيين جونم . مامانی امروز برات یه خبر بد داره . هفته دیگه مرخصی مامان تموم میشه و مامان باید برگرده بره اداره .:(( حالا مامان داره غصه تو پسر خوشگل رو می خوره که چه جوری بزارتت بره. آخه قشنگ مامان تا حالا یه ساعتم ازم دور نبودی . آخه عسلم تو نه بلدی پستونک بخوری نه شیشه شیر . از شیر خشک هم که بدت میاد . تو بگو مامان چی کار کنه ؟دلم داره از غصه تنها گذاشتنت می ترکه. واي تازه روزيكه من برم سركار بايد واكسن 6ماهگيتم بزني . واي ي ي ي ي 


تمام ناتمام من با تو تمام ميشود... (6ماهگي عزيز مادر آيين باهوش) 